زودی برمیگردم - تاریخ: 1405/5/23 ساعت: 12:44
زودی برمیگردم دوستای قشنگمممممممرسی که اینقدر خوبید واقعا*_*من تو این مدتی که نبودم ی سری درگیری ها داشتم که حس و حالش نبود بیامو خب الانم کرونا گرفتم راستشاما حالم خیلی بد نیس و میشه تحمل کرد❤️ولییی حس و حال برام نمیمونه که بخوام بیام تو نت و ایناواسه همین نیستمقوووووووول میدم وقتی که همه چی اوکی ش...
بیاید ببینم: ( - تاریخ: 1405/5/23 ساعت: 12:44
بیاید ببینم:( سلامنمیدونم هستید یا نه:(بدون اغراق اینقدررررررررررررررررررررررررر دلم براتون تنگ شد که باورتون نمیشهمیدونم خیلی دیر اومدم...باور کن یک هفته بود هی میخواستم بنویسم و روم نمیشد-_-اول بیاید ی چاق سلامتی کنید و بگید که هنوز هستید تا دلم وا شهبعد بشینم براتون تعریف کنم که چیشد و چرا اینقدر...
خلاصه ای از دلایل نبودنم-_ - تاریخ: 1405/5/23 ساعت: 12:44
خلاصه ای از دلایل نبودنم-_- نمیدونید بعد از کرونا گرفتنم چه مصیبتایی داشتمچقدر بدنم ضعیف بودچقدر اذیت شدم و...بعد از خوب شدنمم بازم سرگیجه داشتم و دو ماه طول کشید تا روبراه شمبعد ی سری مشکلات برام پیش اومد و درگیر شدمالانم ی کاری رو آغاز کردم که همه همه بهم میگن نمیتونی:dولی خب خیلی وقتا اینو گفتنم ...
نمیدونم دیگه: ) - تاریخ: 1405/5/23 ساعت: 12:44
سلام بچه ها:))))اول از همه فکر کنم فقط باید بگم ببخشییید،ببخشید که اینقدر بی معرفت بودم...اما بعدش در توجیه خودم باید بگم که نمیدونید در این یک سال یا یک سال و نیمی که نبودم(حتی تایمشم از دستم در رفته)چه بر من گذشت...چه اتفاقاتی...چه فشارای روحی روانی شدیدی که بود و هنوزم هست البته‍♀️من هیچوقت ادم د...
بیاید ببینم:( - تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 14:25
سلامنمیدونم هستید یا نه:(بدون اغراق اینقدررررررررررررررررررررررررر دلم براتون تنگ شد که باورتون نمیشهمیدونم خیلی دیر اومدم...باور کن یک هفته بود هی میخواستم بنویسم و روم نمیشد-_-اول بیاید ی چاق سلامتی کنید و بگید که هنوز هستید تا دلم وا شهبعد بشینم براتون تعریف کنم که چیشد و چرا اینقدر دیر اومدم Adb...
خلاصه ای از دلایل نبودنم-_- - تاریخ: 1401/4/23 ساعت: 22:20
نمیدونید بعد از کرونا گرفتنم چه مصیبتایی داشتمچقدر بدنم ضعیف بودچقدر اذیت شدم و...بعد از خوب شدنمم بازم سرگیجه داشتم و دو ماه طول کشید تا روبراه شمبعد ی سری مشکلات برام پیش اومد و درگیر شدمالانم ی کاری رو شروع کردم که همه همه بهم میگن نمیتونی:dولی خب خیلی وقتا اینو گفتنم و ولی دیدن که تونستماما خب خ...
چرا واقعا؟:) - تاریخ: 1401/4/23 ساعت: 22:20
چرا ی جوری برخورد میکنن انگار گذشته ها تموم شده ودیگه مهم نیست؟پس چراهرشب صدای جیغ وگریه و التماس منِ 8 ساله میپیچه تو گوشم و قلبم هزارتیکه میشه؟چراهنوز که هنوزه تا کمربند میبینم حس میکنم جونم داره بالا میاد؟چرا تا اسم نیشگون میاد یاد ی دختر بچه میوفتم که تموم بدنش از نیشگونا کبود بود و تا دستت بهش ...
نمیدونم دیگه:) - تاریخ: 1401/4/23 ساعت: 22:20
سلام بچه ها:))))اول از همه فکر کنم فقط باید بگم ببخشییید،ببخشید که اینقدر بی معرفت بودم...اما بعدش در توجیه خودم باید بگم که نمیدونید در این یک سال یا یک سال و نیمی که نبودم(حتی تایمشم از دستم در رفته
همینه که هست - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 17:18
این حس نفرتی که جدیدا دارم رو هم دوست دارم هم نه!از اون حجم ادمی که دورم بود الان فقط دو نفرشون هنوز عزیزن برامبقیه رفیقام هی میگن که بی معرفت شدی و ایناولی خبهمینه که هستحالمو بهم میزنن...دیگه نمیتون
منو عفو کنید:( - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 8:36
دلم خیلیییییییییییییی براتون تنگ شدهواسه نوشتن تو وبلاگ هم همینطورررررولی آخه روزام به شدت تخمی طور میگذره و چیزی برای نوشتن ندارم:|البته منکر گشادی خودمم نمیشم-_-+ولی بذارید بازم تاکید کنم که: خیلی دلم براتون تنگ شده هاااااااااا:(((((((((
سلام - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 3:04
سلام عزیزای دلمببخشید یکم نگران شدید❤️تا قبل قطعی نت خیلی درگیر بودمبعد از وصل شدنشم درگیر بودم هم اینکه دل و دماغی نداشتمهنوز هم یجوریمنتونستم این حجم از ظالم بودن و این حجم از بدبخت بودنمون رو هضم ک
عوضی نشو - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:15
اقااا من این چندروزه با ی دختره اوکی شدمخیلی دوسش دارم*_*یعنی باهم دوست بودیمااااولی فقط دوست بودیم!من فکر میکردم از این دخترای خود شاخ پندارهاونم لابد همچین فکرایی میکرد راجبم:dولی این چندروزه که باه
عصبیم - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:15
چجوری میشه به اون سطح از سنگ دلی و بیشعوری رسید که مردم زلزله زده رو مسخره کرد یا باهاشون شوخی کرد؟چه برسه به اینکه اون مردم هموطنت هم باشن:))))))))یعنی ببین!سگگگگگگگگگگگگ برینه تو هرچی نژاد پرستیه که دیگه شورشو دراوردید واقعاچه شما عنترایی که فکر کردید خیلی شاخید و هی ترک هارو مسخره میکنیدچه اون تر...
شرمسارم - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:15
هوووووف احساس عوضی بودن میکنمصد بااااااار به خودم میگم دختره ی خر!درسته که کاراش درست نیس و خیلی هم اشتباه و مسخره استاما با تو که خوبهاگه جلوت پشتش حرف میزنن تو تو بحثاشون شریک نشو!اگه دفاع نمیکنی لا
خوشحال و غمگین! - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:15
رفیقم بالاخره زایمان کردامروز صبح!و من ی شهر دیگم و دلم پر میکشه واسه بچش*_*قربونت بره خاله*__*+خیلی خوشحال,م براشااااااااولی قلبم هم داره اتیش میگیره...اگه خواهرش الان زنده بود خیلی خوشحال, بود خیلیییی
بریدم دیگه - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:15
با مامانم دعوام شدشدید!و خب بین حال و روز گند این روزام همینم کم بود فقط:))))))))))))))))))))))))))اما اصلا پشیمون نیستم از اینکه باهاش بحث کردمتهشم فاز برداشت که سرم درد گرفت و اینامیدونه که طاقت قهر
:) - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:15
من واقعا حالم خوب نیس...و اینکه نمیتونم دردمو به هیچکی بگماینکه حتی یکی نیست که سرمو بذارم رو شونش و زااااااااار بزنمو اینکه فردا بازم باید ادا قویا رو دربیارم دیوونم میکنهغمگینمخیلی غمگینم...
شلوارتونو در نیارید دیگه،مرسی اه - تاریخ: 1398/3/29 ساعت: 21:20
از من به شما نصیحت:هیچوقتِ هیچوقت ی فیلمی رو که بدون سانسور دانلود کردید رو با تلویزیون نخواید ببینید:))چون ممکنه وسطش خانواده محترم هم خوششون بیاد از فیلم و بخوان ببینن و همون موقع ها صحنه های جذابش
هیس!وی حالت تهوع گرفته از این وضعیت - تاریخ: 1398/3/29 ساعت: 21:20
یادتونه همین دیروز گفتم که رفیقم پریروز گفته که رل زده؟:|دوساعت پیش با خنده و اینا بهم وویس داد که حالا جریان رل زدنو نخواه،بیا جریان کات کردنمو بهت بگمکات کرده:|میفهمید؟!بهش گفتم ببین کاری ندارم که ا
یکم منطقی باش خب:| - تاریخ: 1398/3/29 ساعت: 21:20
بعله ظاهرا این رفیق ما باز هم ریده و آب قطعه:))صد بار بهش گفتم شرایطتو در نظر بگیر همیشه،به هرکسی اعتماد نکن،به هرکی به ی اندازه ای بها بده،به هرکس و ناکسی رو نده،با هرکی از راه رسید دهن به دهن نشو،یذ